تبليغاتX
به هیشکی جز تو دل ندادم و نمیدم

به هیشکی جز تو دل ندادم و نمیدم

زندگی عشق است و دیگر هیچ

 

 

 

                                                   بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

  یک بوسه زلبهای تو درخواب گرفتم              

گویی که گل از چشمه ی مهتاب گرفتم

       هرگز نتوانی که زمن دوربمانی

چون عکس تورادردل خود قاب گرفتم

 

 

   جاتون خالی رفته بودیم دربند!.........(ادامه مطلب و بخون)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 3:4  توسط نسترن  | 

خدا

خدایا

به هرکه دوست میداری بیاموز

که عشقاز زندگی کردن بهتر است

و

به هرکی دوستتر میداری بچشان

که دوست داشتناز عشق برتر است

                                                   بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

تو هستی همه عشق من

تموم بودونبود من

به یاد خاطره هامون

بیا وقلب منونشکن

بیا که من توی تنهایی

ندارم امروزو فردایی

تاتونیای پیش من

نمیخوام دیگه دنیایی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 1:45  توسط نسترن  | 

من و اون

  ماجرای ما ازهمون سلام قشنگ شروع شد:

  دوستی من و اون مثل نفس کشیدن توی هوای پاکه

  من و اون مایه قوت قلب همدیگه ایم

  بین ما فاصله ای نیست و همیشه تویه مسیر رکاب زدیم

  مابرای هم ارزش قایلیم

وقتی به مشکل برمیخوریم به حرفای هم گوش میدیم

ما مثل قصه هارمانتیکیم

بعضی وقتا دل همدیگرو میشکونیم ام دل و درمونش میکنیم

روی هم اسمای قشنگ گذاشتیم

جدایی از هم قابل تصور نیست

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 1:28  توسط نسترن  | 

بخونید

  من محسن رو دوست دارم اونم منو دوست داره ولی همه میگن ما به هم ..
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 2:13  توسط نسترن  | 

محسن و نسترن

  من و محسن یعنی:

sharing a showe  r     باهم زیر بارون خیس شدن

giving each  other  ahand    دست به دست هم دادن

not  giving up    ناامیدنشدن

 a secred     یه راز

anice  kind  of ache    یه درد لذت بخش

buying  each  other  treats   برای هم کادوخریدن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 2:8  توسط نسترن  | 

محسن مال منی

امروز محسن با اون دستای نازش صورت منو گرفت و اروم روی لبای من یه بوسه ای شیرین داد

دستاش گرم گرم بود طوری که چشمانم نزدیک بود بسته شه

وقتی سرم گذاشت روی سینه اش احساس کردم تو دنیا عشق واقعی مو پیدا کردم

چشماش مهربون بود مثل همیشه

من مطمینم اون فرشته است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 1:48  توسط نسترن  | 

نازنازمن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 3:14  توسط نسترن  | 

شعر قشنگ

دلم عاشقه گل من میدونی           بگو همیشه پیش من میمونی

تورو دوست دارم بادل و جونم     تادنیادنیاست با تو میمونم

وقتی چشات و روبروم میبینم       وقتی عزیزم پیش تو میشینم 

نمیشه پنهون    میخوامت از جون

عشقت ازقلبم    نمیره بیرون

نازنینم    باتوبودن    واسه ی من    خواب و رویاست

بیا پیشم      تو نباشی       این دل من خیلی تنهاست

ارزومه    باتوباشم      تاببینی   دل چه حالی میشه

بی تو تنهام   تورو میخوام      یه روز بی تو     یه سالی میشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 3:9  توسط نسترن  | 

شعر قشنگ

بزاربگم از نگاش   بزار بگم از اداش  بزار بگم از صداش   بزار بگم از لباش

لبی مثل لب تو گلک من مزه ی عسلشیرینی و قند نداره نداره نداره

چشمی مثل چشم خوشگلکم       مژگون بلند ابروی کمند نداره نداره نداره

داروندارم    روزوروزگارم   ماه شب تارم    صبرو قرارم

داروندارم گلمه   غیر قبض پاش مال خودمه  کسی رو به جز اون ندارم    کاری به این و اون ندارم

سرم به کار خودمه تو سبها حواسم گلمه

از تو کوچه وقتی میاد تنگ غروب دوون دوون دوون

یکی تو دلم داد میزنهنرو نرو پیشم بمون

ازپیش دل یار نرو   توی کوچه بازار نرو

تروخدا تنها نرو   سربه هوا گاه نرو تند نرو تند نرو تند تند تند راه نرو

یواش یواش راه میام  اشوه نکن  قمضه نیا   یکمی با ما راه بیا

حالا ناز نکن قهر نکن     لب برنچین ای یار جونی

حالا یار منی مال منی   من کشتتم   اینو خوب میدونی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 2:56  توسط نسترن  | 

جیگرم

 

من۵سال و خورده ای  که با یه پسر ناز و مهربون دوست شدم

اولا منو دوست نداشت اما به مرور زمان عاشقم شداما من خیلی بهش بدی کردم همیشه به حرفهای این و اون گوش میدادم و میخواستم بهم بزنم اما دیگه فهمیدم بدترین کارو کردم

چون فهمیدم چه قدر خوبه

الان هم ما بهترین دوستی رو داریم وامن هیچ وقت ازم رابطه ی دیگه ای نخواسته اما من در حدش رفتم جلو که واقعا ارزششو داشت

ما برای هم دیگه ایم......

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 2:47  توسط نسترن  |